دوره ی آموزشی

این هفته سومین هفته‌ای است که کارم را شروع کرده‌ام. همانطور که قبلا گفتم دوره‌ی آموزشی من هشت هفته‌ هست و تا حالا تا حد خوبی با روال روتین داروخانه، آماده کردن داروهای مختلف و حتی نرم‌افزار چارت‌های الکترونیکی آشنا شده‌ام. سیستم اینجا قدیمی است، ولی برخلاف چیزی که فکر می‌کردم کار کردن با آن آنقدرها هم سخت نیست. البته سرعت انجام کارها را کمی پایین می‌آورد، اما فعلا همینی که هست. قرار است طی دو سال آینده سیستم را به‌روزرسانی کنند و نرم‌افزار جدیدی که من با آن آشنا هستم را نصب کنند. تا آن موقع باید با همین ابزارها کار کردن را یاد بگیرم. در این چند هفته آموزشی، در بخش‌های مختلف داروخانه کار کرده‌ام و تازه این هفته وارد قسمت بالینی شده‌ام. این بخش بیشتر مربوط به تایید داروهای تجویزی دکترهاست. مثلا بررسی می‌کنیم که این دارو مناسب تشخیص بیمار است یا نه، دوز آن با توجه به سن، وزن و عملکرد کلیوی و کبدی درست است یا نه، دارو موجود است یا نه، و اگر نیست، آیا معادلش را داریم و در صورت نیاز از کجا تهیه کنیم. بعضی داروها هم نیاز به چک کردن غلظت در خون دارند و بر اساس آن دوز دارو تنظیم می‌شود. فارمسیست‌ها با توجه به سابقه کاری، تکمیل رزیدنسی و طول مدت کار در بخش‌های مختلف، در رده‌های متفاوتی فعالیت می‌کنند. فارمسیست‌هایی که در داروخانه مرکزی کار می‌کنند، بیشتر وظیفه‌ی تایید داروهایی که تکنسین‌ها آماده کرده‌اند را دارند و کارشان بیشتر فیزیکی است تا بالینی. گروه بعدی، همان‌هایی هستند که دستورهای دارویی دکترها را بررسی می‌کنند و بعد برای داروخانه مرکزی می‌فرستند. سطح بالاتر هم فارمسیست‌های متخصص هستند که با تیم درمانی به بالین بیمار می‌روند و در تصمیم‌گیری‌های دارویی مشارکت می‌کنند. کار من در رده‌ی آخر است، اما نیمی از دوره‌ی آموزشی من مربوط به آشنا شدن با وظایف فارمسیست‌های مختلف است و نیمه‌ی دوم تمرکز روی کاری است که برایش استخدام شده‌ام. می‌توانم بگویم این روال خیلی مفید بوده، به‌خصوص برای من که از یک سیستم کاملا متفاوت وارد این بیمارستان شده‌ام. فهمیدن اینکه بخش‌های مختلف داروخانه چطور کار می‌کنند، ایده‌ی خوبی به من داده است. 

خلاصه این روزها حسابی سرم شلوغ است، اما خوبی‌اش این است که آخر هفته‌ها کار نمی‌کنم و هر هفته با همسر و پسرک، شهر را می‌گردیم و جاهای جدید را کشف می‌کنیم.

روز اول کاری

سلام. بیشتر از یک هفته است که از سفر برگشته‌ام و اگر فرصت شد در موردش خواهم نوشت. اما این پست در مورد روز اول کارم است. دوست دارم اینجا بنویسم به یادگاری.  

ادامه مطلب ...