صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

ماه رمضان هم تمام شد. فرصت خوبی بود برای شکستن عادت‌های جسمی و روحی. امروز را به مناسبت عید فطر مرخصی گرفته ام. برنامه ام این است به ضعیت خانه سر و سامانی بدهم، به کارهای عقب مانده ام برسم و کمی برای بلاک بعدی مطالعه کنم. روتیشن جدیدم را مهمان بیمارستان دیگری در شهر هستم. چون به دانشکده ی دارو وابسته هستند داروسازها اختیارات بیشتری در مدیریت داروهای بیماران دارند و همه می گویند تجربه ی متفاوتی خواهم داشت. آخر ماه هم برای ارائه ی تحقیقم به کنفرانس بوستون می روم. سفری پنج روزه که فرصت خوبی برای یادگیری و آشنایی با پیشگامان پیوند قلب و ریه هست. خلاصه که ماه شلوغی در پیش است و من هم با انگیزه تر از همیشه به استقبال آنچه در انتظارم است می روم.

سال نو مبارک

سال نو، نوروز و بهار اینجاست. بهار فصل مورد علاقه ی من است به دلایل زیادی. از سبزی زنده ی درختها و  رویش شکوفه ها بگیر تا هوای ملایم و شور زندگی که همه جا نمایان است. سالی که گذشت برای من سالی پر از تلاش و البته پر ثمر بود. وقتی به یک سال گذشته نگاه می کنم چیزی که بیشتر از همه خودنمایی می کند ثبات ذهنی و آرامش درونی ام هست. بالا و پایینهایی هم داشت که خاصیت زندگی است اما وقتی با سال قبلش مقایسه می کنم می بینم دیدگاه و نحوه ی برخوردم با مسائل پخته تر شده، شتاب ذاتی ام را در کنترل دارم و کلا صبورانه تر با همه چیز برخورد می کنم. برای سال جدید ذوق و انگیزه ی زیادی دارم. با تمام شدن رزیدنسی چهار ماه دیگر، چند هفته ای استراحت می کنم و فصل جدید زندگی را در شهری جدید با شغل جدید شروع می کنم. همسر و پسرک هم با من همگام هستند و حال خانواده ی کوچک مان خوب است. 

برای همه ی شما دوستان وبلاگی ام، آرزوی حال خوب، دل خوش و روان آرام می کنم در سال جدید