از دیروز استرس نتایج را داشتم، شب زودتر خوابیدم در نتیجه زود هم بیدار شدم، آن هم ساعت ۳ صبح!
صبح ساعت۷:۲۶ نتیجه رزیدنسی آمد، قبول شدم آن هم انتخاب اولم! بیمارستان اول توی شهر و دوم در ایالتمان. قبل از پروسه مصاحبه ها، انتخاب اولم بیمارستان اول در ایالتمان بود اما به مصاحبه نهایی دعوت نشدم. اولش خیلی ناراحت بودم اما حالا که فکر می کنم می بینم همه چیز به خیرم تمام شد چون حالا دیگر نیازی به جابجایی به شهر دیگری ندارم و بیمارستان فعلی یک بخش بزرگ پیوند عضو دارد و می توانم تا بخواهم تجربه کسب کنم. همکلاسیم سارا که رابطه نزدیکی با ریدنتها و اساتید بیمارستان دارد گفت که شنیده خیلی خوشحال هستند که من بیمارستان آنها را انتخاب کردم. با شنیدنش حس خوبی پیدا کردم البته در مصاحبه هم متوجه شدم از من خوششان آمده و همان موقع به همسر گفتم که به نظر می آید رزومه من خیلی تحت تاثیر قرارشان داده. امروز همسر می گفت همان روز که این حرف را زدی مطمئن بودم قبول می شوی! این روز برایم خیلی مهم بود چون قدم بزرگی در راستای اهداف طولانی مدتم برداشتم. از اینجا به بعد مسیر روشن تر است. خدایا شکرت!
مبارکاباشه عزیزم
ممنونم مینوی عزیز
تبریک فراوان عزیزم
ممنونم آسو جان
سلام عزیزم: تبریک
افرین به صحرا خانم با اراده و پشتکار فوق العاده❤❤
ممنونم مریم عزیز