می خواهم یک چیزی بگویم، نگویید این دختر زیادی ذوق کرده است. خیلی خوشحالم که ازدواج کرده ام! داشتن کسی که آدم را همه جوره با هر شرایطی بخواهد و دغدغه روز و شبش آسایش تو باشد خیلی شیرین است. این شیرینی باعث شده وقتی حلقه ام را می پوشم انرژی مثبت بگیرم و اوقاتی که بیرون هستم و یادم می رود حلقه را بردارم حس کنم چیزی گم کرده ام. آقای همسر بیشتر از قبل یاد گرفته هوایم را از راه دور داشته باشد و این خوشحالم می کند. از دور به حرفهایم گوش می کند و وقتی بهش غر می زنم که خانه را به هم ریخته فردایش همه جا را جارو می زند و مرتب می کند و من کلی خوشحال می شوم. دلم برای پیش هم بودنمان تنگ شده و او برای آمدنم لحظه شماری می کند. اول زندگی از هم دور افتاده ایم اما هردویمان خوب صبوری را یاد گرفته ایم. پرونده ی رفتنمان هنوز تکان نخورده و ناگزیر به روال عادی زندگیمان ادامه می دهیم.
پی نوشت: حس خوبم را باید ثبت می کردم تا یادم نرود.
چقدر خوب که اینو میشنوم
خدا رو شکر که خوشحالی ...همیشه به عشق بازی


فاصله خر است ، دوری خر است
بعله خر بسیار بزرگیست فاصله
الهی همیشه لبریز از حس های خوب باشی
خیلی خوشحالم برای این حس و حالت
برای تو هم چنین حسهای خوبی آرزو دارم گندم عزیز