اینجا همه چیز شبیه است و متفاوت. اینجا شهر تناقضهاست و چه خوب که تنها نیستم در این شهر شلوغ.
نزدیک شدن من و آ قای همسر به همدیگر خالی از چالش نیست. گاهی خیلی دوستش دارم، جانم به جانش بسته است و گاهی می خواهم ازش دور شوم، خیلی دور ولی نه آن قدر که نتوانم ببینمش. دارم بیشتر و بیشتر می شناسم، کشفش می کنم مثل یک جزیره اسرارآمیز که کشتی شکسته زندگیم در آنجا لنگر انداخته است. همسرم خیلی شوخ طبع است، صفتی که بعد از ازدواج برایم آ شکار شده است. با همین شوخی هایش تا حالا روحیه من را زنده نگه داشته است؛ البته اعتراف می کنم یک وقتهایی روی اعصابم رژه می رود وقتی در فاز بداخلاقی و کلافگی هستم. با وجود شوخی و شیطنتش شدیدا هوایم را دارد و تا چیزی طلب می کنم در کوتاهترین زمان فراهم می کند. همسرک خوش تیپ من مرد زبر و زرنگی است و می داند هرکجا چطور رفتار کند. خیالم راحت است که با وجود او کارها درست تر و بهتر پیش می رود. چیزی که از روز ازدواجمان بیشتر و بیشتر به آن ایمان پیدا می کنم این است که انتخاب درستی کرده ام...
خداروشکر خداروشکر خداروشکر که راضی وخوشبخت و شادی عزیزم...
زیبا ترین لحظه ها و هیجان انگیز ترین روزای زندگیت شروع شده وخوشحالم که خوشحالی
بازم تبریک میگم صحرای عزیزم
قربونت نیلی عزیزم. حال و هوای خودت کم از مال من نداره ها
سلام
امروز وبلاگم یکساله شد
سلام
الهی به شادی و آرامش صحرای عزیزم..
سلام سارا جان. انشالله با دعای دوستان
وای الحمدلله
چقدر خوب
خدا را هزار مرتبه شکر
جمله ی آخرت عالی بود... خیالم را راحت کردی دختر
الهی خوشبخت باشی
کارها خوب پیش میره؟
سلام گندم. تو خوبی؟ کارا خوبه، یکم شلوغه ولی بد نیس.
سلام ؛


فراوان تبریک مارو بابت انتخاب درست تان پذیرا باشید،
بانو جان
سلام باران. مرسی از تبریکت