امروز سالگرد ازدواجمان است. چهار سال گذشت. چهار سال پر ماجرا. آشنایی و ازدواج در کمتر از شش ماه، زندگی پراسترس در کابل، مهاجرت به آمریکا و سه سال پر چالش در یک دنیای جدید و حالا انتظار برای نزول اجلال عضو سوم این خانواده ی کوچک. عضو کوچکی که امروز سه ماه و نیمش تمام شده و شکم مادرش حالا به اندازه کافی بالا آمده تا به اطرافیان بی کلمه خبر بدهد که خبری در راه است. هفته دیگر کلاسهای تابستانیم تمام می شود و می توانم دو هفته ای بی دغدغه استراحت کنم تا شروع سال تحصیلی جدید. سالی که همه می گویند سختترین سال دوران تحصیلی است. تا اینجایش که بد نبوده برای ادامه اش هم توکل به خدا.
مبارکاباشه...ایشالاروزهای خوشترتری
رودرکنارهم درادامه تجربه کنین .عشقتتون مستتدام وهمیشکی
مرسی مینوی عزیزم.

سلام صحرا جونم خیلی تبریک میگم امیدوارم با اومدن نی نی جون زندگیتون خیلی زیباتر بشه


سلام مهتا جان. ممنونم عزیزم. خوش باشی خانم
سلام،خیلی خیلی مبارکا باشه بلامیسر
به اذن الله، هرکجا هستین،درصحت و سلامتی❤سالین سال درکنار هم خوشبختی بسازین عزیز دل
م





ممنونم بهار بانو

مبارکه عزیزم



امیدوارم سالهای سال در کنار هم با آرامش زندگی کنید و به موفقیت برسید
ممنونم الی جان.
خودت خوبی خانم؟ خبری بده از خودت